دانلود فایل های استاد خسروی در حوزه زبان انگلیسی ، آموزش والدین و کارآفرینی
http://balot.farsfile.ir/
سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: نقش ترجمه در ایران معاصر فراتر از انتقال لفظ به لفظ متون بوده و به بستری برای تبادل اندیشهها و نظریات نو بدل شده است. بسیاری از دستاوردهای علوم انسانی و اجتماعی امروز ما مدیون زحمات مترجمانی است که آثار و نظریات برجسته جهانی را به زبان فارسی عرضه کردند. اما اکنون، پرسشهای تازهای مطرح است: آیا نقش مترجمان همچنان همان اهمیت پیشین را دارد یا با افزایش زبانآموزی و توسعه فناوریهای نوین، جایگاهشان متزلزل شده است؟ برای پاسخی دقیقتر به این پرسشها با مهدی هاتف، مترجم؛ پژوهشگر و استاد دانشگاه به گفتوگو نشستیم.
نخست بفرمایید اصولاً نگاهتان به ترجمه چیست و چه تعریفی از ترجمه دارید؟
ترجمه انتقال معانی است از یک زبان به زبان دیگر و مستلزم دانش، مهارت و خلاقیت است.
به نظر شما نقش و تأثیر مترجمان در ایران معاصر چیست؟
اگر مبدأ ترجمه متون مدرن را دوران ولایتعهدی عباس میرزا بدانیم، کارویژه اصلی ترجمه در ایران پر کردن شکاف عمیقی بود که میان دانش ایرانیان و دانش اروپاییان پدید آمده بود و خب به گمانم هنوز هم چنین است. به این ترتیب، ترجمه رکن اصلیِ آن چیزی است که بدان تجدد یا ترقی یا توسعه میگفتهاند.
آیا میتوان دوران کنونی را یک عصر ترجمه خواند؟
بله، به هر حال بخش عمده کتابهای حائز اهمیت در دویست سال گذشته ثمره ترجمهاند. البته کتب تألیفی هم کم نبودهاند، اما بخش بسیار کوچکی از آنها اهمیت یافتهاند. در دوران پس از انقلاب و متعاقب انقلاب فرهنگی، بهویژه در جبهه فرهنگی انقلاب، علاقه زیادی به تألیف متون دانشگاهی و غیرآن با رویکردی بومی به وجود آمد، که حاصل آن متأسفانه در اغلب موارد، تولید متون بنجل بوده است. با این حال، در میان اهل قلم و روشنفکران مستقل، بهویژه در حوزه ادبیات، کسانی بودهاند که آثاری ماندگار خلق کردهاند که با آثار برجسته جهانی برابری میکند. البته باید توجه داشت که بهترین دانشمندان معاصر ما اصولاً به زبان انگلیسی مینویسند، که زبان بینالمللی علم در دوران معاصر است و درستش هم همین است، چرا که اگر کسی بخواهد در جریان دانش جهانی سهمی داشته باشد، ناگزیر است به انگلیسی بنویسد و در رقابتهای جهانی شرکت کند، وگرنه قهرمان لیگ محلی شدن، دشوار نیست.
آیا با این دیدگاه موافقید که مترجمان تبدیل به متفکران و اندیشمندان شدهاند یا دستکم نقش و جایگاه آنها را گرفتهاند؟
خیر، کاملاً مخالفم. مترجم فینفسه صرفاً حامل معانی از یک زبان به زبان دیگر است. این کار نه مستلزم خلق ایدهای نو است و نه مشارکت در تولید دانش، که بهخودیخود پدیدهای جهانی است. مترجم اصولاً باید سه شرط را احراز کند: نخست، مهارت کافی زبانی در زبانهای مبدأ و مقصد؛ دوم، اشراف کافی به موضوع ترجمه و سوم، آشنایی با متون مشابه در زبان مقصد تا از ادبیات شکلگرفته حول آن موضوع مطلع باشد. با تحقق این سه شرط، مترجم به متفکر، یعنی کسی که اندیشه نو میآفریند و در جریان دانش نشانی به جا میگذارد، تبدیل نمیشود. البته ممکن است فردی همزمان هم مترجم باشد هم متفکر؛ اما این دو وجه، مستقل از یکدیگرند.
آیا فکر نمیکنید برخی در اهمیت و تأثیر مترجمان اغراق میکنند؟
همینطور فکر میکنم. مترجمان اصولاً در ایران آنجا که باید قدر نمیبینند و آنجا که نباید، قدر میبینند. مترجم در واقع بخشی از یک خط تولید است که محصول کارش را به ناشر میفروشد، اما بهایی که در ازایش دریافت میکند نه نسبتی با دانش و تخصص او دارد و نه با زمانی که صرف آن کرده است. در حال حاضر، دستمزدی که مترجم بابت کارش دریافت میکند شاید یکدهم آن چیزی باشد که به طور متوسط افراد بابت کارشان دریافت میکنند، آن هم افرادی که دانش و تخصصشان بهمراتب کمتر از یک مترجم خوب است. به این معنا، مترجم هیچ قدر نمیبیند.
اما آنجایی که به ناحق قدر میبیند، در کسب اهمیت و اعتبار است. فرض کنید شما ده مقاله فلسفی را به زبان انگلیسی و در مجلات معتبر منتشر کردهاید و از آنها در سطح جهانی استقبال شده است. دوست شما هم ده کتاب فلسفی را از انگلیسی به فارسی ترجمه و در نشرهای معتبر منتشر کرده است و از آنها هم در سطح ملی استقبال شده است. قاطعانه میتوان گفت اهمیت و اعتباری که دوست شما در ایران کسب میکند به مراتب بیشتر از اهمیت و اعتبار شما در ایران است، با اینکه کار شما از فیلتر داوری صاحبنظران تراز اول آن موضوع گذشته است و به این معنا مو لای درزش نمیرود، در حالی که کار دوستتان اصلاً مورد ارزیابی جدی قرار نگرفته و هیچ بعید نیست پر از غلط باشد، به این خاطر که فرایند ارزیابی در قریب به اتفاق ناشران علوم انسانی در ایران چیزی جز مقایسه چند جمله تصادفی از کل کتاب نیست.
این اعتباری که بعضاً نصیب مترجم میشود، حتی به لحاظ مادی به زیان او تمام میشود. در غالب موارد، برخورد ناشر با مترجم چنان است که گویی با انتشار ترجمهتان منّتی بر شما دارد؛ چه اینکه باعث «دیده شدن» شما و کارتان میشود و لذا حقالزحمه مترجم دیگر چیزی اضافی و قابل اغماض است.
جایگاه واقعی یا حقیقی و بهجای مترجمان و ترجمه از نظر شما چیست؟
این مطلب باید جا بیفتد که آدمها به صرف ترجمه در یک موضوع صاحبنظر نمیشوند. یک ترجمۀ خوب علامت اشراف و آشنایی خوب با موضوع است، و این چیزی بهکل متفاوت است با صاحبنظر بودن یا متخصص بودن در آن موضوع. مترجم خوب البته کاری بسیار مهم میکند که در جای خود بینظیر است، اما این جایگاه با جایگاه متخصص بودن تفاوت دارد. تخصص شما صرفاً با انتشار مقاله در مجلات معتبر یا انتشار کتاب در نشرهای دانشگاهی معتبر احراز میشود.
امروز کار ترجمه در بیشتر موضوعات به نوعی فداکاری یا عشقبازی میماند: فدا کردن وقت و انرژی برای خلق اثر در ازای دستمزدی بسیار ناچیز. البته از این جهت مترجم منتی بر کسی ندارد، چه اینکه ترجمه را بابت عشقی که به آن دارد انتخاب کرده؛ اما در عین حال بدهکار کسی هم نیست. این را از آن جهت میگویم که به این پدیدۀ شایع اعتراض کنم که گاه افراد یک مترجم را بابت اشکالاتی در ترجمه، چنان ملامت میکنند که گویی حقی از آنها را خورده است. حال آنکه او از سر علاقه دست به ترجمۀ یک اثر زده و ممکن است این کار را خوب یا بد انجام داده باشد. اگر بد است، خوب رهایش کنید یا اگر میخواهید، سایرین را نیز آگاه کنید تا نقدش کنند؛ اگر هم خوب است، لذتش را ببرید. اما در هیچیک از این حالات، مترجم بدهکار شما نیست.
با این توصیفات، کار یک مترجم خوب شایسته ستایش است و کار یک مترجم بد، شایسته نقد یا نادیده گرفتن. البته از آنجایی که ناشرهای دانشگاهی ما در زمره بیکیفیتترین ناشران فارسیاند و ناشر تخصصی در علوم انسانی هم نداریم که فرایند ارزیابی سختگیرانهای داشته باشد، تمیز ترجمه خوب از بد چندان آسان نیست و معمولاً هر که پرکارتر باشد، پرآوازهتر است.
برخی معتقدند که به علت تحولاتی که رخ داده، عصر ترجمه به سر آمده است. آیا با این دیدگاه موافق هستید؟
کمابیش موافقم. ترجمه هوش مصنوعی امروز از یک ترجمه متوسط بهتر است. این یعنی بسیاری از مترجمان را میتوان با هوش مصنوعی جایگزین کرد. اما این به معنای پایان ترجمه نیست؛ شاید بهتر است بگوییم حالا استاندارد ترجمه بالاتر میرود. همانطور که با پیدایش جاروبرقی و ماشینلباسشویی، استاندارد نظافت بالاتر رفت.
تأثیر پیشرفتهای هوش مصنوعی در ترجمه چیست؟ آیا فکر نمیکنید که مترجمان در حال حذف شدن هستند؟
به نظرم مترجمان در حال تبدیل شدن به چیز دیگری هستند. حالا بخشی از مهارتهای یک مترجم خوب، مهارت بهکارگیری هوش مصنوعی است، هم برای صرفهجویی در زمان و هم برای ارتقای کیفیت. مترجم حالا دستیار همهچیزدانی در اختیار دارد که بسیاری از گرهها را برایش باز میکند و در عین حال، عذر مترجم را برای هرگونه خطایی از او سلب میکند.
آینده وضعیت ترجمه و مترجمان در ایران را چطور پیشبینی میکنید؟
روند تحولات چنان سریع و انقلابی است که هیچ پیشبینی در خصوص آینده ندارم.
در پایان بفرمایید خود شما در حوزه ترجمه چگونه عمل میکنید؟ بر چه مبنایی آثاری را برای ترجمه انتخاب میکنید و چه رسالت و وظیفهای برای خودتان به عنوان مترجم قائل هستید؟
من ترجمه را فقط و فقط بر حسب علاقه و دغدغه شخصیام انتخاب میکنم و البته حواسم هست که صلاحیت کافی را برای ترجمه در آن موضوع داشته باشم. معمولاً کار ترجمه را که به پایان رساندم و کیفیت متن به نقطه رضایتبخش رسید، گفتوگو با ناشران را آغاز میکنم. در مواردی حتی امکان انتشار قانونی آن را هم مدنظر قرار ندادهام و در نهایت کتاب را به صورت آنلاین و رایگان روی اینترنت قرار دادهام. به نظرم ترجمه هیچ کتابی برای هیچکس وظیفه نیست، اما اگر یک مترجم کتابی را دست گرفت وظیفه دارد آن را در بهترین شکل ترجمه کند؛ این تعهدی است به مؤلف، به مخاطب و از همه مهمتر به دانش.
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در دوازدهمین روز از مرداد ۱۴۰۴ ابراهیم حیدری، مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران میزبان عبدالحسین آذرنگ، نویسنده، پژوهشگر، مترجم و ویراستار بود و با او به گفتوگو درخصوص کارهای تحقیقاتی صنعت نشر نشست. در این دیدار مظاهر بابایی، معاون کتاب و فرهنگ و ناصر میرزایی، مدیر کتاب و انتشارات خانه کتاب و ادبیات ایران نیز حضور داشتند.
مطالعات تطبیقی؛ خمیرمایهای برای نجات صنعت نشر
مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران در این دیدار به خلأهای تحقیقات موجود در صنعت نشر اشاره کرد و گفت: این خلأها بسیار جدی است و لازم است توجه ویژهای به آنها صورت گیرد. به عنوان مثال در هیچکدام از بخشهای صنعت نشر چون تولید، توزیع، ویراستاری، کتابفروشی و… فعالیتهای تطبیقی و پژوهشی بنیادی انجام نشده است. شاید آثار یا پژوهشی کم و بیش وجود داشته باشد ولی کار اساسی و درخوری تاکنون انجام نشده است و نمیتوان به آنها ارجاع داد. همچنین در ایران هیچ نشریه تخصصی در حوزه صنعت نشر وجود ندارد که بتوان بهعنوان مرجع علمی به آن استناد کرد.
وی افزود: مطالعات تطبیقی و کارهای پژوهشی در حوزه نشر، خمیرمایه فعالیتهای ماست که خط مشی را نشان میدهد؛ از اینرو باید به سمت پژوهشهای صنعت نشر رفت تا الگویی عملی از درون آن استخراج شود. بهعنوان مثال، تحولات فناوری و تاثیر آن بر صنعت نشر به ویژه هوش مصنوعی ازجمله مواردی است که باید پژوهش ها و مطالعات دقیقی در خصوص آنها انجام شود.
حیدری در بخش دیگری از سخنان خود صنعت نشر کشور را نیازمند بازتعریف دانست و با اشاره به لزوم تقویت ارتباط فعالیتهای کاربردی با بخش پژوهشی، گفت: در صنعت نشر، لایههای مختلفی چون مخاطب، کتابفروش، ناشر، موزع، نویسنده و… وجود دارد. به نظر ضروری است تا سلسله کتابهای پژوهشیِ کاربردی با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات تولید کنیم. این کار هم میتواند برای مخاطبی برآمده از بدنه نشر مفید باشد و هم برای سیاستگذاران و برنامهریزان این صنعت.
مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران افزود: در فناوریهای جدید، ایران همگام با جهان پیش نرفته است؛ لذا باید کارهای پژوهشی را آغاز کرد و به ثمر رساند. در این راستا نیز باید صنعت نشر کشورهای پیشرو در صنعت نشر مانند آمریکا، هند، انگلیس، آلمان و… را مورد کاوش قرار داد.
او با بیان اینکه در سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران بیش از ۸۰۰ هزار عنوان کتاب در بخش مجازی به فروش رفته است، اضافه کرد: اطلاعات در این زمینه دستهبندی شده و این نخستین گام برای ذائقهشناسی مخاطب است که از آن میتوان در تحقیقات اولیه بهره گرفت. آینده نشر از مخاطبشناسی استخراج میشود. ماحصل نشستهای تخصصی در حوزه مخاطبشناسیِ نشر میتواند به سیاستگذاری و تعیین خط مشی این صنعت کمک کند.
ابراهیم حیدری در پایان سخنان خود گفت: خانه کتاب و ادبیات ایران، خانه همه اهالی فرهنگ، قلم و نشر است و بزرگان این حوزه باید به خانه خود برگردند تا بتوان صنعت نشر ایران را زنده و پویا کرد و شمارگان کتاب و عناوین آن را به دوران اوج خود بازگرداند. در این راه به سنجش و پایش در ابعاد مختلف مثل مخاطب، توزیع و تولید نیاز داریم. این مؤسسه باید به مرجعیت خود بازگردانده شود و در زمینههایی چون شعر و داستان و… نقش تسهیلگریاش را بهخوبی ایفا کند. بر این باوریم که اگر کاری بخواهد انجام شود، با کمک متخصصانی چون شما به ثمر میرسد. در نتیجه لازم است گذشته را ببینیم، حال را بررسی کنیم و نگاهی به آینده داشته باشیم تا موفقیت حاصل شود.
آینده نشر در گرو مطالعات آیندهشناسانه
عبدالحسین آذرنگ نیز در این نشست، با بیان اینکه هوش مصنوعی در حال ایجاد انقلابی در صنعت نشر است و اگر با آن همگام نشویم، شکست خواهیم خورد، گفت: اگر بخواهیم تحولی ایجاد کنیم باید آن را در اتحادیه ناشران، تشکل های نشر و در برنامههای آموزشی و فعالیتهای پژوهشی بگنجانیم. همچنین لازم است در دانشگاهها متنی برای تدریس هوش مصنوعی تدوین کرد و طرحهایی نو و پیشتر کار نشده، درانداخت.
وی همچنین بر لزوم انتشار نشریه تخصصی در حوزه نشر اشاره کرد و ادامه داد: انجام فعالیتهای پژوهشی جهت سیاستگذاری، نیاز به ثبات دارد تا این مسیر در سالهای متمادی ادامه پیدا کند. برای شروع کارهایی از این دست نیز میتوان مراکز پژوهشی مختلف در سراسر جهان را مورد بررسی و کاوش قرار داد.
نویسنده کتاب «مبانی نشر کتاب» نشر را یکی از وظایف خانه کتاب و ادبیات ایران دانست و افزود: در شاخه تولید، «نشر» از جمله تولیداتی است که باید از آخر به اول بیاید؛ یعنی ابتدا مخاطبشناسی انجام شود. پس از آن باید فروش، تبلیغ و توزیع را کاوش کرد بهدرستی شناخت و بعد به اصلاح یا تقویت آنها پرداخت. در بسیاری موارد، ناشران گمان میکنند نشر مطلوب، ناشری است که هر کتابی را که بخواهد، چاپ کند و آن را به فروش برساند؛ اما لازمه مطلوببودن یک نشر، این است که ناشر، پدیدآورنده و مخاطب به تفاهم، توازن و تعادل برسند.
آذرنگ مخاطب امروز را آرمانخواه معرفی کرد و گفت: مخاطب نقطهای ثابت نیست و در برابر عوامل مختلف دچار دگرگونی شده است. اکنون نسل جدیدِ هدفمند، مخاطب جدی ناشران است. به همین دلیل باید سراغ شناسایی مخاطب رفت و درباره آن، تحقیق، پژوهش مستمر و بهروز انجام داد.
وی افزود: طبق برآوردهای ما، ناشران کمترین خوانندگان مطالب نشر هستند. ماهیت نشر، آیندهسازی است که نیازمند مطالعات آیندهشناسانه است. به همین دلیل باید در این حوزه تحولی عظیم اتفاق بیفتد. نشر کودک یکی از سودآورترین حوزههای نشر بعد از ادبیات داستانی است که میتواند خود را تأمین کند. به نظر میرسد از همین حوزه میتوان کار پژوهشی را آغاز کرد.
این نویسنده به لزوم تشکیل هسته پژوهشی و اتاق فکر اشاره و تأکید کرد: باید اولویتها را شناسایی و آنها را به مضمون تبدیل کرد و محصول آن را در قالب مقاله، کتاب و… منتشر ساخت. ابتدا نیز باید افراد متخصص را دور هم جمع و بعد موضوعات را مشخص کرد. در حوزه مخاطبشناسی نیز میتوان از استادان جامعهشناسی کمک گرفت.
عبدالحسین آذرنگ در پایان گفت: میتوان با بررسی شبکهسازی و توزیع دیگر کسبوکارها، راههای موفقیتشان را یافت و بهعنوان الگو در صنعت نشر مورد استفاده قرار داد. انبارداری، حسابداری نشر و… نیز جزو مواردی است که خلأهایی در حوزه پژوهش آن دیده میشود. باید برجستهترین استادان این حوزه را گرد هم آورد تا در این زمینهها تألیف کنند که کارآمد باشد. به صورت کلی نشر بر سه پایه پدیدآور، ناشر و مخاطب استوار است و باید این ۳ را با هم بررسی کنیم و از سویی نیز توازنی بین آنها برقرار شود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست «در باب انسانگرایی دیجیتال» از سلسله نشستهای «رواق تورق» با حضور علیرضا صائبی، پژوهشگر و مترجم کتاب «چشم اندازهایی بر انسانگرایی دیجیتال» سه شنبه (چهاردهم مرداد ۱۴۰۴) در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.
قدرت الگوریتمها در دستان دادهها
علیرضا صائبی در ابتدای این نشست با اشاره به مباحثه مطروحه در کتاب چون اخلاق، عدالت دیجیتال، حریم شخصی و مسئله شفافیت الگوریتمی، منظور از انسانگرایی دیجیتال را به قرار دادن انسان در محور تحول و توسعه دیجیتال نسبت داد و گفت: تحول دیجیتال با شتابی چشمگیر در حال دگرگون ساختن زندگی انسان است؛ بهویژه با ورود فناوریهای دیجیتالی و ماشینهای شناختی هوشمند به زندگی روزمره، شور و اشتیاق مهندسان و توسعهدهندگان برای پیشرفتهای تکنولوژیک و نوآوریهای فناورانه به شدت افزایش یافته است و هر روز شاهد عرضه محصولی جدید به بازار هستیم. یکی از مسائلی که به نظر میرسد کمتر به آن توجه شده، ضرورت قرار دادن انسان در مرکز این تحولات است؛ موضوعی که ما از آن با عنوان «انسانگرایی دیجیتال» یاد میکنیم.
وی افزود: انسانگرایی دیجیتال رویکردی چندوجهی و فرارشتهای است که تلاش دارد انسان و ارزشهای انسانی را در مرکز تحول دیجیتال قرار دهد. یکی از اهداف این رویکرد، پاسداری از عاملیت انسانی در برابر سلطه ماشین است. در کتاب «چشم اندازهایی بر انسانگرایی دیجیتال» بهدرستی تأکید شده است که اگر به این موضوع توجه نشود این الگوریتمها هستند که قضاوت میکنند، تصمیم میگیرند، نوبت میدهند و در نهایت، جای انسان را میگیرند؛ یعنی همان از دست رفتن عاملیت انسان.
صائبی با اشاره به اینکه ما بهاشتباه چتباتها را هوش مصنوعی مینامیم، تأکید کرد: در واقع، این چتباتها تنها از ابزارهای هوش مصنوعی با زبان انسانی بهره میبرند. مدلهای اولیه هوش مصنوعی بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ ساخته شدند و پس از آن، دادهها و روشهای تصمیمگیری بهتدریج به الگوریتمها منتقل شد و ماشین، آغاز به تصمیمگیری کرد.
این پژوهشگر ادامه داد: در سالهای اخیر با افزایش چشمگیر دادهها، ماشینهای هوش مصنوعی با حجم زیادی از اطلاعات به تصمیمگیری میپردازند. قدرت پردازش بالای ماشینها و توان آنها در بررسی دادههای متنوع، امکان مدلسازیهایی را فراهم میکند که از توان انسان فراتر است. از سال ۲۰۲۳ نیز نوعی هوش مصنوعی مولد ظهور کرده که قادر به تولید محتواست؛ نه صرفاً پردازش.
مترجم کتاب «چشم اندازهایی بر انسانگرایی دیجیتال» در ادامه سخنانش تاکید کرد: با توجه به ظهور هوش مصنوعی مولد، دادههای انبوه و دیگر موارد مرتبط، بحث اخلاق در این حوزه بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و اکنون با چالشهای جدی اخلاقی و فلسفی مواجهیم. یکی از مسائل مهم، این است که اکنون کسی مسئولیتی را در مواجهه با عملکرد هوش مصنوعی برعهده نمیگیرد. برای مثال، اگر یک هوش مصنوعی توصیهای به کاربر کند که منجر به ضرر مالی شود، هیچکس مسئولیت آن را نمیپذیرد. البته در برخی کشورها، چارچوبهای قانونی برای این موضوع تعریف شده است؛ مثلاً در ایالات متحده مسئولیت متوجه شرکت توسعهدهنده و در آلمان متوجه برنامهنویس است.
وی با اشاره به تفاوت نتایج تحلیل ذهن انسان و ماشین گفت: موضوع مهم دیگر، سوگیری هوش مصنوعی است. ماشین، بر اساس دادههایی که دریافت میکند، نتیجهگیری میکند و نمیتواند مانند ذهن انسان با انعطافپذیری نسبت به دادههای مشابه، نتایجی متفاوت ارائه دهد. بنابراین، دادههای آموزشی نقش مهمی در جهتدهی به رفتار هوش مصنوعی دارند.
با هوش مصنوعی نجنگیم، آن را بشناسیم
صائبی این مسائل اخلاقی را مستقیماً بر هویت انسانی اثرگذار دانست و مطرح کرد: در حالی که هوش مصنوعی برای تسهیل زندگی انسان ساخته شده اما اکنون ورود آن به زندگی روزمره، استقلال و آزادی انسان را تحتتأثیر قرار داده است.
وی از هوش مصنوعی عمومی با نام «فراهوش» یاد کرد و گفت: این فراهوش به نوعی نرمافزار اطلاق میشود که میتواند همانند یا حتی بهتر از انسان، بسیاری از وظایف را انجام دهد. انسان در مواجهه با شرایط جدید، تصمیمهایی میگیرد که ناشی از هوشمندی اوست و اکنون هوش مصنوعی عمومی در حال رسیدن به چنین مرحلهای است. مشکل زمانی بروز پیدا میکند که این هوش به سطحی برسد که تصمیمهایی فراتر از تجربه بشر بگیرد؛ جایی که قوانین و مقررات موجود پاسخگو نیستند.
این پژوهشگر همچنین بیان کرد: از دیگر مباحث مطرحشده در کتاب، عدالت دیجیتال و دسترسی آزاد به ابزارهای هوش مصنوعی و اینترنت است. در حال حاضر حدود دو و نیم میلیارد نفر در جهان به اینترنت دسترسی ندارند و این امر، علاوه بر تأثیر بر زیرساختهای ارتباطی، بر محرومیت از آموزش نیز اثر مستقیم دارد. در «انسانگرایی دیجیتال» تأکید شده که دسترسی دیجیتال یک حق جهانی است و نه امتیاز. این موضوع، اکنون در اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نیز گنجانده شده است.
او با اشاره به قوانین جهانی حفاظت از دادههای شخصی گفت: در کتاب «انسانگرایی دیجیتال» حقوق مرتبط با حریم خصوصی افراد در مقابل هوش مصنوعی بررسی شده است. دادههای هویتی، اطلاعات تماس، اطلاعات مالی و دادههای رفتاری، همگی جزو دادههایی هستند که باید تحت حمایت قرار گیرند.
این مترجم ادامه داد: شفافیت الگوریتمی موضوع مهم دیگری است که در کتاب به آن پرداخته شده است. ما هم ابزارهای هوشمند مفید داریم که عملکردشان قابل تحلیل است و هم ابزارهایی که به «جعبه سیاه» معروفاند؛ یعنی سیستمهایی که خودآموزند و بدون شفافیت، تصمیم میگیرند.
علیرضا صائبی در پایان با طرح این سوال که در مواجهه با موج گسترده هوش مصنوعی آیا تصمیمات ماشین الزاماً بهتر از انسان است؟ گفت: پاسخ منفی است. ما باید در تعامل با این ابزارها آگاهانه عمل کنیم، از دادههای خود محافظت کنیم، اطلاعاتمان را بهروز نگه داریم و حد و مرز روشن و دقیقی در استفاده از ماشینهای هوشمند ترسیم کنیم. در نهایت، نباید از این ابزارها ترسید، بلکه باید آنها را شناخت، مدیریت کرد و مسئولانه بهکار گرفت.